<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آخاله</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/</link>
<description>سایتی برای تمام گلپایگانی ها</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Jun 2008 10:02:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>غفلت شهرداری</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.akhale.com/arvah/banner.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.akhale.com/arvah/01.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در سالهای اخیر و از جمله در چند ماه گذشته و خصوصا در این چند روزه ، عده ای به جان هم افتاده اند و هر کس که توانائی و زورش بیشتر بوده در اعمال شنیع و دور از باور آدمیت پیشروتر  و مورچه وار به جمع آوری آذوقه و آنچه به ذهن زیاده خواهشان میرسد مشغولند و ظاهرا این پدیده داره اپیدمی میشه و عن قریب است که قحطی تصنعی ، بیش از آنچه در شهریور ۲۰ اتفاق افتاد این بار با شدت بیشتری گریبانگیر طبقه ضعیف جامعه گردد . از بالا رفتن قیمت مایحتاج اولیه چون گوشت و سپس برنج و لبنیات و چه و چه و اخیرا چند برابر شدن بهای چای و نایاب شدن قندوشکر و خصوصا مواد شوینده که قرار است  یارانه آن به صنعت شیر تزریق شود و واردات محصولات کم یاب نبز نتوانسته از قیمت آن کم نماید و  تمامی این اتفاقات از جمله گرانی قیمت نفت که به گفته رئیس مجلس هفتم به ضرر ما بوده ، نه به نفعمان ، تحلیلش از عهده اقتصاد دانان بر می آید و بحث آن در صلاحیت ما نیست . آخرین خبر اینکه مردم یاسوج مرکز استان کهکیلویه با هجوم به مغازه ها هر چه نمک طعام در این شهر بوده را به خانه هایشان برده و ذخیره کرده اند و علیرغم اعلام مسئولان مبنی بر اینکه ایران به تنهائی می تواند نمک کل جهان را تا هزاران سال تامین نماید ، اثری نداشته و  همچنان ذخیره سازی  این مطاع ادامه داره . شاید دوره آخر زمان که وعده آن بر مسلمانان مسلم است فرا رسیده باشد&lt;BR&gt;حالا نوبتی هم باشه نوبت شهر خودمونه . بالاخره مردم یاسوج خیلی بی نمکند وقتی با نمک شدند دست از این کار خنده دار بر میدارند.. اما خدائیش اغلب مردم گلپایگون خیلی به فکر دنیا و ذخیره سازی آذوقه در خانه هایشان نیستند و   به خوبی میدونند که این دنیا فانی است و باید به فکر دنیای باقی باشند ودر همین راستا تعداد ی از افراد آخرت اندیش گوی سبقت را از هم قطاران خود ربوده و در تنها قبرستان شهرمون ( قاضید) مشغول خانه سازی آخرت شده اند اگر شب جمعه ای یا وقت دیگری فرصت کردید فقط برای زیارت اهل قبور سری به این قبرستان بزنید و از شاهکار این از خدا با خبران دیدن فرمائید . این بندگان خاص خدا تمامی زمین قبرستان موقوفه!؟  را به ابعاد خیلی بزرگ با حصارهای فرفورژه به زیبائی هر چه تمامتر تصرف فرموده و همانند تالارهای پذیرائی انواع وسایل رفاهی را در آنها تعبیه نموده اند. و البته شهرداری محترم هم که از نیت خیر این افراد مطلع بوده و اصولا با زنده ها سروکار داشته و چون از مرده گان وجهی وصول نمیگردد، گوش و چشم را بسته و خود را به بیخیالی محض زده و البته زبانم لال فکر بد نکنید چون اصلا تا آنجا که ما اطلاع داریم شهردار شهرمون اهل این حرفا نیست ایشون هم به فکر آخرتشون هستند و برا اینکه مستوجب عذاب الهی نشوند عمل این بندگان خاص خدا را نا دیده می گیرند شاید خدا به آنها هم رحمی بکند و در آخرت چیزی نصیبشان شود . البته دلیل دیگری هم داره . این حرکت آخرت اندیشان  خودش یک نوع ابتکار است و البته شهرداری موظف به حمایت از مبتکران و نوآوران ساخت و ساز است و چون در ایران ، اولین قبرستان احتکاری پدید آمده مایه بسی مباهات و سربلندی است .از طرفی قبرستان چون درآمد زا هم نیست دلیلی برای دخالت کردن وجود نداره از طرفی این ابتکار باعث میشه دیگر شهرها نیز الگو برداری کنند و مردمش بجای زمین خواری و احتکار مایحتاج اولیه ، به عمل شریف قبرستان خواری روی آورند .عجالتا افرادیکه برای به خاک سپاری رفتگانشان به قاضید مراجعه میکنند اطلاع داشته باشند که برای پیدا کردن محلی مناسب برای خاکسپاری تجاوز به تالار پذیرائی ارواح جایز نیست . لطف فرمایند دهها قبر بکنند شاید راهی برای ورود به عالم برزخ بیابند. اگر نیافتند جا برای قبر بسیار است  شاید اگر جستجو کنیم قبرستانی بیابیم که بتوانیم دیگر شهرها را نیز تحت پوشش قرار دهیم .&lt;BR&gt;طول عمر و سلامتی برای همه   آرزوی همیشگی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.akhale.com/arvah/02.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.akhale.com/arvah/03.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.akhale.com/arvah/04.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0033 size=6&gt;احتکار قبر !!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;به نظر شما در این سه قبر چه کسانی خواهند خوابید؟!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jun 2008 10:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اولین معلمی که داشتم</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/talatom/shahidmottahary0193.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هفته معلم فرصتی است برای بیان هرآنچه در ذهن معلم است . یاد و گرامیداشت استاد و فیلسوف و متفکر والامقامی همچون شهید مرتضی مطهری ، به طرح مسایل اقتصادی و معیشتی معلمان تبدیل شده است و معلوم نیست تا چه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد . هر ساله ۲۰ تا ۲۵ درصد به حقوق حقوقبگیران افزوده میگردد و غول گرانی خودش را از ۵۰ تا بالای ۱۰۰ درصد در یک مسابقه نا برابر به پیش می اندازد و به قول آقای حداد عادل که از مردم ( حقوق بگیران و کارگران) می خواهد دعا کنند قیمت نفت ارزان شود چرا که تمام تقصیرها به گردن افزایش قیمت نفت افتاده است ما که از اقتصاد نفت چیزی نمیدانیم لابد ایشان صحیح فرموده اند . حال که به اولین ها پرداخته ام  اولین معلمم آقای صلواتی بود . پیرمردی سیه چرده و چهره ای عبوس با قلبی مهربان و رئوف ، مکتب خانه داشت ، در ابتدای چال چا خونه  روبروی کوچه شهربانی ، حیاطی خاکی و نا هموار با دالانی بزرگ و سیاه و درب چوبی بزرگ ، زیر انداز را مادر برایم فراهم کرده بود . اولین کتاب ( پنج جلد حمد ) بود و سفره ای از نان و پنیر و میوه ای فصلی مثل خیار برای صرف نیمروزی در مکتب خانه ، زمان ورود به مکتب خانه تابستان ۱۳۴۰ تنها به جهت آمادگی برای شروع سال تحصیلی در پاییز همان سال در مدرسه ای استیجاری مخروبه به مالکیت مهدی کاهن یکی از یهودیان گلپایگان . جالب است که معلم کلاس اول ، همان آقای صلواتی مکتب خانه دار بود . خدا رحمتش کنه . ورود او به کلاس با شلاقی بافته شده از چرم الاغ که با دیدنش دانش آموز را  از خواندن و نوشتن بیزار میکرد . از اینکه در تابستان در مکتب خانه اش بودم کمتر از دیگر دانش آموزان می ترسیدم از مجموعه کلاس هیچ کس یارای سخن گفتن نداشت اما روش تدریسش نسبتا خوب بود افتخار معلمی بچه های ابتدائی را نداشتم تنها این را می دانم که معلم کلاس اول باید از نابغه ها انتخاب شوند و شغل آنان از پزشک و مهندس و هر شغل کلیدی دیگر جامعه مهمتر است . اما متاسفانه هیچ نظارتی بر انتخاب معلم سال اول نمیگردد . اغلب معلمان سال اول کسانی هستند که امتیازهای کاذب وزارتی را کسب نکرده اند و اغلب تجربه کاری ندارند و چه خیانتی به دانش آموزان ایرا ن می شود . لازم است از معلمهای خوبی که در دوره دبیرستان داشتم یادی بکنم . استاد علی اکبر جعفری ( هندسه و ریاضی ) استاد منوچهر احمدی ( فیزیک ) مرحوم استاد محمد مومنی . استاد جعفر توکلی ( ادبیات )  اینان کسانی بودند که بیشترین را به من آموختند روزشان مبارک ، طلب مغفرت برای در گذشته و آرزوی موفقیت برای دیگرشان ... چند روزی است که شنیده شده آقای وزیر جدید شایعه ای را تکذیب می کنند حتی با حضور در گزارش ویژه خبری شبکه دو سیما نیز شخصا این تکذیبیه را شنیدم . علیرغم اینکه مجری محترم  هیچگونه سئوالی از وزیر نکرد اما ایشان در پاسخی بی ربط به یکی از سئوالات مجری اعلام نمود که اینجانب در مورد حلال یا حرام بودن حقوق معلمان در تابستان هیچگونه سئوالی از علما نکرده  ام و این شایعه ، ساخته بدخواهان بوده است ! هر چند که شایعات زیاد دیگری نیز در مورد آموزش و پرورش هر روزه به گوش میرسد ( از جمله عدم پرداخت پاداش پایان خدمت و عدم افزایش حقوق در سال جاری و ...) اما وزیر محتر م تنها به این شایعه ؟!! چه در مطبوعات و چه در صدا و سیما تکذیبیه اعلام میفرمایند خدا کنه که دروغ باشه لازم بود ایشان تمامی شایعات را تکذیب می فرمودند تا روز معلم خاطره ای تلخ ۱۲اردیبهشت سال ۵۸ را به همراه نداشته باشد / خداوند به تمامی خدمتگزاران صدیق آموزش و پرورش اجر عنایت فرماید ما که ۳۰ سال خدمتمون پر شد و سال آخرمونه چیزی برا گفتن نداریم . خدا نگهدار&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 May 2008 21:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اولین شیر اینترنتی گلپایگان</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;                                                  &lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.1001cartes.com/perso/images_perso/vache.jpg&amp;imgrefurl=http://jokesms.parsiblog.com/420664.htm&amp;h=390&amp;w=280&amp;sz=29&amp;hl=fa&amp;start=2&amp;tbnid=SymgnJmrenkJZM:&amp;tbnh=123&amp;tbnw=88&amp;prev=/images%3Fq%3D%25DA%25AF%25D8%25A7%25D9%2588%26gbv%3D2%26hl%3Dfa%26sa%3DG&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; WIDTH: 155px; BORDER-BOTTOM: 1px solid; HEIGHT: 189px&quot; height=123 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:SymgnJmrenkJZM:http://www.1001cartes.com/perso/images_perso/vache.jpg&quot; width=88&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حیف که همه حرفی را نمیشه تو اینترنت گفت یا نوشت اگه نه یه لطیفه گلپایگونی براتون مینوشتم که از خنده ( روده بر ) بشید چرا که دوستان خوب مجازی من یه راه جلو ی پای من گذاشتند و خودشون از معرکه گریختند . یکیشون پیام و یکیشونم آمحرضا ، چند تا دیگه هم هستند دکتر مسعود  و فیلم ساز شهرمونم خودشونو کشیدند کنار . دکتر شهبازی که اصلا درشو بست و رفت . خلاصه این فضا افتاده دست  چند تا بروبچه که فقط تو پستاشون عکسها و الفاظ عاشقانه با بنرهای دلسوزانه عینهو تیری که به قلب فرهاد افتاد  ، قرار میدند که با سن و سال ما سازگاری نداره. این دوستان نیمه راه بنده از اینکه دچار ( کم مطلبی ) شده بودم و سوژه برای نوشتن نداشتم ،ما را سر کار گذاشتندو پیشنهاد دادند ( اولین های گلپایگون ) را بنویسم  ...الا ماشاءاله هر روز صبح که سرمونا از متکا بلند میکنیم و خودمونو به کوچه و خیابون میرسونیم ( اولین های ) اون روز هویدا میشه ... شیر اینترنتی&lt;BR&gt;گفته اند (( آن یکی شیر است در بادیه -- وان دگر شیر است اندر بادیه ))  (( آن یکی شیر است آدم میخورد -- وان دگر شیر است آدم میخورد  )) ( فقط شنیده بودم ).. شیر سومی هم هست که انواع و اقسام دارد و ست کامل چهار تائیش حدود ۲۰۰ هزار تومان قیمت گذاری شده که فعلا به اون کاری نداریم ..اما این ۲ شیر در بادیه یکیشون تو جنگله ( بادیه هم بهش میگند ) که آدم را میخوره یکیشونم تو ظرف مسی قدیمی ( بادیه  ) است که اول سرشیرشو  با نون میگیرند و بعد آدما اونا میخورند . به این ۲ تا شیر هم کاری نداریم . یه شیری هست به نام شیر!! ؟؟ یارانه ای که صبحها کله سحر تو صف یه کیلومتری میدند که میشه بجا آب مصرفش کنی والا نه طعم داره و نه خاصیت که اگه خیلی زرنگ باشی و از سرشب بری جا بگیری مثلا یه کلوغی (کلوخ) یا مقوائی تو صف بذاری و اذون خون خودتا به کلوغه برسونی شاید ۲ ساعت بعد بتونی جرعه ای از این آب .. ببخشید( شیر ) تهیه و با سر افکندگی به خونه برگردی .. باشه تحمل می کنیم آخه شیر محلی چربیش برا قلب ضرر دارد اما این شیره اگه نفع نداشته باشه ضرر آنچنانی هم نداره .. اما بیا و  تماشا کن که از هفته گذشته اونا اینترنتیش کردند  &lt;BR&gt;مسئولین دلسوز بازرگانی اولین قدم را برای اجرای ( دولت الکترونیک ) برداشتند و خواستند در این امر خطیر از دیگر خدمتگزاران شهر جلوتر باشند از طرفی چون احتمال سوء استفاده از پول شیری که به دست راننده حمل کننده شیر می دادند ، میرفت . ( بابا اعتبار که نداره ممکن بود این رانندهه پول دریافتی را که حدود ۲ ساعت بیشتر مهمونش نبودا بده به یکی از این بانکها و سود ۲ ساعتشو بگیره و بعد تحویل حسابداریشون بده ) ناچار شدند برا رفع تنها نقص  پخش شیر اونا بدنش به دست سیستم متمرکز بانکی ( این پدیده عصر اینترنت ) نتیجه کار این شده که درب هر مغازه یه سیستم متمرکز قرار دادند  و ماشین حمل شیر که فقط ۲ تا ۳ دقیه لازم بود توقف کنه و به توزیع کننده بعدی برسه حالا به لطف این پدیده درب هر مغازه ۲۵ تا ۳۰ دقیه برا واریز پول شیر به سیستم بانکی وقت میبره و به سلامتی آخرین مغازه توزیع شیر راس ساعت ۱۲ ظهر شیر سخر گاهی ر را توزیع میفرماید .. خداوند سایه این خدمتگزاران صدیق شهرمون را از سر رعایای آنان کم نکنه مستدام و پاینده باشند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Apr 2008 13:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اولین فرودگاه گلپایگان</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;                                                                               &lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.virtualpilots.fi/hist/kuvat/ww2history-tunnistus/mig-1_2.jpg&amp;imgrefurl=http://sidewinder.blogfa.com/post-54.aspx&amp;h=725&amp;w=1000&amp;sz=252&amp;hl=fa&amp;start=9&amp;tbnid=kzm3e035KjlCgM:&amp;tbnh=108&amp;tbnw=149&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D9%2587%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%25BE%25D9%258A%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%258A%2B%25D8%25A2%25D9%2584%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%2586%25D9%258A%26gbv%3D2%26hl%3Dfa%26sa%3DG&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-BOTTOM: 1px solid&quot; height=108 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:kzm3e035KjlCgM:http://www.virtualpilots.fi/hist/kuvat/ww2history-tunnistus/mig-1_2.jpg&quot; width=149&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هزارها آلمانی در خاک شما هستند . آنها به تدبیرات مهمی در صناعت حائز گردیده اند . فقط منتظر یک کلام  از هیتلرند  تا هستی و نیستی شما را  تارومار سازند&lt;BR&gt;این متنی بود که بر روی کاغذهای کاهی چاپ شده بود و ده ها هزار از آن توسط ۳ هواپیمائی تک موتوره در شهریورماه ۱۳۲۰ در چند نوبت در شهر گلپایگان پخش گردید&lt;BR&gt;پاراگراف اول کاملا مشخص است . متفقین برای توجیهه تجاوز خود به خاک ایران عزیزمان از روشهای نو استفاده میکردند و الا ارتش رضا خان در کمتر از ۲۴ ساعت متلاشی شد و نشانه ای از مقاومت مردمی ، حداقل در گلپایگان مشاهده نگردیده است&lt;BR&gt;و اما پاراگراف دوم  : &lt;BR&gt;در چند دوره قبل انتخابات مجلس (احتمالا دوره ششم ) یکی از کاندیدهای شهر گلپایگان و خوانسار برای کسب ارای بیشتر ، قول تاسیس یک فرودگاه در شهر گلپایگان را داده بود تا مردم برای رفت و آمد به تهران و اصفهان مشکل نداشته باشند و هر وقت اراده کنند در مدت کمتر از نیم ساعت خودشان را به یکی از این دوشهر رسانده و از آنجا به دیگر کشورها جهت زیارت یا تجارت سفر کنند و تنها مشکلشان مرتفع گردد که البته به دلایل مختلف امکان ایجاد فرودگاه میسر نگردید و متاسفانه در دوره هشتم هم   درمرحله مقدماتی با رد صلاحیتش  آرزوی دیرینه مردم این شهر جامه عمل پوشانیده نشد . اما مردم فهیم گلپایگان استحضار دارند که در گذشته ( حدود ۶۸ سال پیش ) این شهر دارای فرودگاه بوده و ۳ فروند هواپیمای فوق الاشاره در آنها سوخت گیری میکردند و اعلامیه گذاری می شدند . این هواپیماها برای جلب توجه مردم در آسمان گلپایگان عملیات نمایشی نیز داشته اند بطوری که بال یکی از آنها به بادگیری ( از نوع بادگیرهای شهر یزد ) برخورد می کنه که موجب وحشت مردم که بر روی پشت بام ها نظاره گر عملیات نمایشی بوده اند می گردد و البته وحشت خلبان نیز باعث گردیده که به سرعت خود را به فرودگاه گلپایگان رسانده و از اینکه خوشبختانه و شاید هم متاسفانه هواپیمایش سقوط نکرده ، خوشحال بوده است . این آقای کاندید فکر کرده بود که مردم گلپایگان فرودگاه ندیده و هواپیما ندیده هستند . بابا جان اگر می خواهی برای گلپایگان کاری بکنی حداقل قول تاسیس یک کارخانه شیر را می دادی و وضعیت سهمیه شیر یارانه ای را سامان می بخشیدی تا مردم از کله سحر و بعضا از قبل از اذان صبح در خیابانهای شهر برای ابتیاع یک لیتر شیر سر گردان نشوند  . یادت باشه اگه دوره بعد میخوای کاندید بشی از فرودگاه مرودگاه  حرفی نزن فقط قول بده وضعیت توزیع کالاهای یارانه ای را درست کنی تا شاید اینبار شانس با تو همراه گردد و مردم بهت رای بدهند !!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Apr 2008 16:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> اولین نمره (ِ D  ) که گرفتم</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;در ادامه درخواست دوستان از بیان اولین های شهرمان این مطلب هم بدک نبود اگه گفتم شاید بدرد بخوره &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یک ماه به انتخابات مانده ، صدای گوشی تلفن به صدا درآمد : الو .. بله بفرمائید ... لطف کنید با شناسنامه ،کارت ملی سریع تا فرمانداری تشریف بیارید ... ممکن است امرتونو بفرمائید ... بله قراره انتخابات ( رایانه ای) باشه ، شما یکی از کاربران مورد نظر هستید ... ممنونم .. از اینکه بعد از ۲۹ سال یادی هم از ما شده بود یه جورایی بدمون نیومد که ما هم سهمی نصیبمون بشه و نمکی ریخته باشیم.با اعلام ضرب الاجل خودمونو به فرمانداری رسوندیم یک صفحه پشت و رو از اطلاعات خواسته شده را تکمیل نموده و تحویل دادیم .. دو روز بعد باز صدای تلفن... امرتون ...تشریف بیارید مصاحبه شوید.. اطاعت شد و فرماندار محترم سئوالاتی از چند نفری که بودند پرسید و مرخص فرمودند ... چند روز بعد ..صدای تلفن .. بفرمائید .. تشریف بیارید دفتر ( قائد بصیر ) برا آموزش .. بند از بندمون جدا شد و با ترس و دلهره از اینکه خدای نکرده زیونم لال مطالبی را که قرار آموزش بدن نتونم انجام بدم !! خودمو به دفتر .. رسوندم .. نیم ساعتی طول کشید ۱۰ نفری اونجا جمع بودند و منتظر تا استاد برسه و آموزش را شروع فرمایند ... قدم رنجه فرمودند و منت گذاشته قدوم مبارک ر بر چشمان بی ارزش جمع تهادند و ساعاتی را مقدمه فرمائی کردند و سپس برایمان مبانی اینترنت را مرور فرمودند و توضیحی از اینکه گلپایگان مقام دهم کشوری استفاده از اینترنت را مفتخرا در اختیار دارد فرمایشاتی را به سمع حضار رساندند . معطل نکرده باشم حدود ۲ ساعت مقدمه و لحظاتی هم (کانکت) گردیده و فایلهائی را که نرم افزار زباندار وزارت کشور به راحتی و سادگی هر چه تمامتر برای استفاده کاربران مورد نیاز بود  دانلود فرموده و کافی بود عدد ۱۰ رقمی شماره ملی را وارد و نتیجه را از سرور اصلی در وزارت کشور استعلام میگرفتیم شاید به سادگی نوشیدن یک چای سرد و کم رنگ که در آن آموزشگاه عظیم نرم افزار به رسم پذیرائی بنده نوازی فرمودند ... دو شب بعد صدای زنگ ( اس،ام،اس ) ... تمرین اول ۹ صبح به مدت ۱۵ دقیقه به تعداد ۱۰ رکورد .. گرفتن مرخصی و خرید اکانت و به سرعت خود را به کامپیوتر رسانده و راس ساعت ۹ وارد شبکه و ایجاد ۱۰ رکورد... ۲ روز بعد صدای زنگ ... ساعت ۱۰ صبح  ۲۰ رکورد .. ۲ شب بعد صدای..ساعت .. ۵۰ رکورد ... و خلاصه شبانه روز کار ما شده بود تمرین وارد کردن یک عدد ۱۰ رقمی که اغلب پیام می آمد که کد مورد نظر فوت کرده   و یا شرایط رای دادن را ندارد ... ... روز پنجشنبه ۲۳ اسفند یک روز قبل از انتخابات ، محل میعاد ، فرمانداری ، نوع فرمایش ، دریافت ابلاغ و تحویل رایانه ... هر چقدر منتظر ماندیم نه ابلاغی دریافت کردیم و نه رایانه ای ... به یکی از مسئولین مراجعه کردم . فرمودند ابلاغها نزد خانم .... است به ایشان مراجعه کردم فرمودند نام شما جزء ابلاغها نیست .. علت ... شما توسط مهندس قائد بصیر آقای ( سعید  ج ... ) ظاهرا همونی که اولین بار برامون گفت که اینترنت چیه !! ،نمره ( &lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;D&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; )  گرفتید و صلاحیت ندارید .. اول فکر کردم کاندید نمایندگی بودم و توسط دست اندر کاران رد صلاحیت شدم  بعد یهو به خود آمدم و پیش خود گفتم خدا را شکر و گرنه چگونه تو این شهر میخواستم زندگی کنم؟؟؟ بعد متوجه شدم که بابا جان ما کجاو اینترنت کجا ، ما کجاو قائد بصیر کجا !!!..به این خانم مثل آفتابه لگن را  گفتم و هنگام ترک یکی از مسئولین نیز که از اتاقشان خارج می شدند نزد شان رفتم و موضوع را گفتم و از سوابق کاری خود و چگونگی راه انداختن سایت ( آخاله) مختصری توضیح دادم و بقیه ماجرا .. خدا پدرش را بیامرزه توضیحی برایم داد که خدائیش قانع شدم  ایشان هم با رافت هر چه تمامتر فرمودند (( من هم مثل شما دبیر هستم اما ذره ای از کامپیوتر سر در نمی آورم !! ،  الله وکیلی من تا اونروز نمیدونستم اگه یه دبیر کامپیوتر ندونه ، لازم است که دیگر دبیران هم از کامپیوتر چیزی ندانند .. ضمنا نه تنها طعم خوش نمره ( &lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;D&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;  ) را چشیدم بلکه از اینکه دوستان خواسته بودند اولین ها را بنگارم خوشحال بودم که یه پست جدید را تونستم ایجاد کنم و این فضا را آلوده نمایم .. البته اولین فرودگاه شهرمان در جنگ جهانی دوم هم یادم نرفته ، بزودی براتون تعریف میکنم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Mar 2008 06:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سنت ها را تلخ نکنیم</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>                                           &lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.daneshjooyan.org/images/4ShanbehSuri81/pics/Photo_01.jpg&amp;imgrefurl=http://www.phn.blogfa.com/84122.aspx&amp;h=263&amp;w=420&amp;sz=21&amp;hl=fa&amp;start=48&amp;um=1&amp;tbnid=KTPkokCZzbNBuM:&amp;tbnh=78&amp;tbnw=125&amp;prev=/images%3Fq%3D%25DA%2586%25D9%2587%25D8%25A7%25D8%25B1%25D8%25B4%25D9%2586%25D8%25A8%25D9%2587%2B%25D8%25B3%25D9%2588%25D8%25B1%25D9%258A%26start%3D40%26ndsp%3D20%26um%3D1%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DN&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-BOTTOM: 1px solid&quot; height=78 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:KTPkokCZzbNBuM:http://www.daneshjooyan.org/images/4ShanbehSuri81/pics/Photo_01.jpg&quot; width=125&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مراسمی به جا مانده از ایرانیان باستان که در غروب آخرین سه شنبه قبل از آغاز  سال نو برگزار میگردد را چهارشنبه سوری گویند. از زمان تقسیم ماه های سال شمسی به ازائ هر ماه ۳۰ روز جمع روزهای سال ۳۶۰ روز بوده که با گردش انتقالی زمین به دور خورشید اندکی بیش از ۵ روز تفاوت داشته است در ایران باستان توسط زرتشتیان در پنج روز باقیمانده که جزء ایام سال محسوب نمی شده مراسم مختلفی از جمله خانه تکانی را در برنامه روزمره خود قرار می دادند از آن جمله خانه تکانی دل و پاک کردن آن از یلیدی ها در برنامه آنها قرار داشته است از آنجائیکه خانه تکانی دل عملی فیزیکی نبوده و تخیل وجود دیو پلیدی در وجود انسانها حس می شده لذا با روشن کردن آتش اعتقاد درونی خود را مبنی بر بیرون رفتن دیو پلیدی از جسم و روان ارضاء می کردند مراسم زرتشتیان توسط اعراب که بر آنان مسلط شده بودند منع شده بود و زرتشتیان را به جهت انجام آن آزار می دادنداز طرفی چون اعراب  اعتقادی غلط از نحسی  روز چهارشنبه  در فرهنگشان جا خوش کرده بود . زرتشتیان از این اعتقاد غلط آنان  استفاده نموده و به این بهانه مراسم خود را دقیقا در شب چهارشنبه آخر سال قرار دادند تا ضمن استحمار اعراب دوران جاهلیت مراسم کهن نیاکان خود را پاینده نگه دارند و بدینسان این مراسم از آن زمان چهارشنبه سوری نام گرفت ایرانیان با روشن کردن آتش که مظهر پاکی و نابودی تاریکی می باشد دیو پلیدی و ناپاکی را از خود دور می کردند آنان با اعمال نمادین همچون آتش زدن بوته و پریدن از روی آن . مراسم کوزه شکنی . فال گوشه نشینی . قاشق زنی و تقسیم آجیل  از گذشته دور این مراسم را با پا داشته اند و تا به امروز مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرده است در حال حاضر  روشن کردن لاستیک فرسوده خودروها .انفجار نارنجک و ایجاد مزاحمت برای کودکان و سالخوردگان و بپا کردن سر و صدا و ویراج موتور سواران و بستن باتون نظامیان در امر برخورد با خاطیان فضائی متعفن از لحظات پایانی سه شنبه هر سال  به فرهنگ ایرانیان باستان به زور تزریق شده است و جای آن سنت زیبا به این اعمال زشت تبدیل شده است به طوری که هیچکس از افرادی که دست به این چنین اعمال   نا بخردانه می زنند از پیشینه چهارشنبه سوری اطلاعی ندارند و متاسفانه تعدادی ازخانواده ها نیز بااین اداب و رسوم آشنائی ندارند چگونه است تا با فرهنگ سازی این سنت زیبا را آنگونه که بوده است برگزار کنند. شاید نیروی انتظامی اولین اقدام را که اطلاع رسانی از پیشینه این مراسم زیبا بوده است را در سال جاری بصورت محدود انجام داده که خود جای تقدیر دارد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Mar 2008 13:35:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رادیو نفتی اولین رادیوی شهرمان ( قسمت دوم )</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;                           &lt;IMG height=160 src=&quot;http://www.kntu.ac.ir/emuseum/images/images3/radionafti.jpg&quot; width=150 border=0&gt;&lt;IMG height=170 src=&quot;http://www.kntu.ac.ir/emuseum/images/images3/termokopl.jpg&quot; width=150 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نسل اول رادیوها  قبل از اختراع ترانزیستور که نقش مهم و اساسی را در دستگاه های صوتی ایفا میکند  بوسیله فیلامان و لامپهای ال&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کترونی یا (لامپ خلاء) برای تقویت امواج و صدا استفاده می شده است . این لامپها با جریان الکتریسیته فعال میگردد که ایجاد  الکتریسیته  خود  داستانهای مفصلی  دارد .  تولید الکتریسیته برای استفاده روشنائی برای اولین بار در گلپایگان ( بنا بر تحقیقات جزئی) توسط شخصی به نام آقای انتظاری ، با نصب یک دستگاه ژنراتور بر روی یک مولد دیزلی  تاسیس  میگردد  که  فقط شبها از ابتدای شروع تاریکی تا نیمه شب   ( حدود &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۵/۱۱&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; شب )   برای خانه های معدودی از شهروندان روشنائی مختصری با استفاده از لامپهای کم مصرف  ( معمولا &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲۵&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; و &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۶۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; وات ) تامین می کرده است و البته استفاده از این پدیده تنها برای خانواده های مرفه ( که آبگوشت خود را با آبلیموصرف میکرده اند) مقدور بوده است لازم است توضیحی از افراد مرفه و غیر  مرفه شهر نیز بیان نمایم . یکی  از  معلمان  دوره دبیرستان در کلاس درس عنوان می نمود که فاصله  بین فقیر و غنی شهر  در گذشته  تنها  به نوع مصرف چاشنی آبگوشت بوده است که مرفهین از ( آبلیمو ) و مستضعفین از ( پیاز ) استفاده میکرد ه اند . تقریبا مثل این دوره و زمانه !!! .. لذا بعضی از خانواده ها ی مرفه  جسارت  به  خرج  داده  و رادیو را نیز بصورت پنهانی در خانه های خود داشتتند که تنها شبها قابل استفاده بود هم به دلیل استفاده از یرق   (حاج انتظاری )  به عنوان منبع تغذیه الکتریسیته و هم چون امواج تنها از موج (  &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;SW&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;  )  پخش میگردید ، در روز امکان دریافت امواج میسر نمی شد . این رادیوها  با استفاده از آنتنهای بسیار بلند سیمی که بصورت عمودی شبها بر روی پشت بامها بر افراشته می شد ، صدای ایران که از( بی سیم ) شهر تهران بصورت زنده پخش برنامه داشت با پارازیتهای بسیار تا حدودی قابل دریافت بود ( در پست قبلی عنوان نمودم که در حال حاضر و در عصر ماهواره ها هنوز گلپایگان نحوه دریافت  صدای  اصلی  رادیو  ایران  را با همان کیفیت &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۷۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; سال پیش دریافت می کند ) .. بعضی از خانواده ها رادیو نفتی را در برنامه زندگی خود قرار داده بودند این رادیوها که تولید مشترک روس و هند بود تعدادی محدود ( به دلیل اعتقادات مذهبی آن زمان ) وارد ایران شده بود که علاوه بر استفاده روشنائی از آن ،  دستگاهی ،  انرژی حرارتی را به انرژی  الکتریکی  تبدیل   می نمود و لامپهای (خلاء) موجود در این رادیو امواج را به کمک آنتنهای فوق الذکر دریافت و پخش می نمود &lt;BR&gt;اولین رادیوی آشکار در گلپایگان به سالهای &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۳۲۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; ، زمانیکه متفقین ایران را اشغال کرده بودند بر می گردد کنجکاوی و نیاز مردم به کسب اطلاعات از وضعیت جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و نبود وسایل ارتباظی سریع حضور یک رادیوی صندوقی از نوع فبلامان (لامپی) در قهوه خانه   (جواد قهوه چی ) که در حد فاصل میدان فردوسی و سه راه آیت اله سعیدی فعلی در تنها خیابان شهر قرار داشت ، از ابتدای غروب با روشن شدن برقها ، جمعیت زیادی را به قهوه خانه فوق الاشاره می کشاند . ساعتها با این رادیو کلنجار میرفتند تا شاید بتوان قسمتی از اخبار مربوطه را از رادیو دریافت نمایند اغلب اوقات در هنگام پخش اخبار ، صدای رادیوهای کشورهای عربی بر صدای ایران غلبه می نمود که این مورد باعث مکدر شدن اوقات مشتریان قهوه خانه میگردید . آنچه مردم را به وجد می آورد صدای جادوئی بود که از این صندوق پخش می گردید  اغلب  مراجعه  کنندگان  تنها  به  جهت   دیدن این دستگاه به قهوه خانه مراجعه میکردند و بدینسان اولین رادیوی شهرمان در این قهوه خانه علیرغم مخالفتهای زیاد شروع به کار نمود &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از اشغال ایران به وسیله متفقین و اولين هو اپیمای شهرمان که بی ارتباط به انتخابات مجلس نیز تمی باشد   در پست بعدی ایجاد خواهد شد / از کجا معلوم شاید در گذشته  ،گلپایگان دارای فرودگاه هم بوده است !!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 20:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رادیو نفتی   ( قسمت اول )</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;                                  &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;                                       &lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.kntu.ac.ir/emuseum/gallery/3/radio/picture_033.jpg&amp;imgrefurl=http://www.kntu.ac.ir/emuseum/3.htm&amp;h=601&amp;w=801&amp;sz=75&amp;hl=fa&amp;start=2&amp;tbnid=p09_h3b8aPLHxM:&amp;tbnh=107&amp;tbnw=143&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25B1%25D8%25A7%25D8%25AF%25D9%258A%25D9%2588%2B%25D9%2586%25D9%2581%25D8%25AA%25D9%258A%26gbv%3D2%26hl%3Dfa%26sa%3DG&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-BOTTOM: 1px solid&quot; height=107 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:p09_h3b8aPLHxM:http://www.kntu.ac.ir/emuseum/gallery/3/radio/picture_033.jpg&quot; width=143&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خاطراتی از اولین رادیو ی شهرمان به روایت پدرم با عنوان ( رادیو نفتی ) مد نظر است  و این عنوان نیاز به یک مقدمه از و ضعیت کنونی  پخش صدای رادیو در شهرمان دارد . در قسمت اول به این مهم پرداخته و  در پست بعدی مطلب مربوط به اولین رادیوی گلپایگان ارایه خواهد شد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;BR&gt;ساخت رادیو به اوایل قرن بیستم تعلق دارد یکی از شگفتی های بشر که تصورش در سالهای قبل از ۱۹۰۰ میلادی غیر ممکن بود هم اکنون با گذشت اندکی بیش از یکصد سال ، فن آوری اطلاع رسانی به اوج خود رسیده است  . بسیاری از وسایل این گونه بعد از رادیو همچون گرامافون ، گرام ،ضبط و پخش صوت ، ویدئو  و دیگر وسایل ارتباطی قدیمی به سرعت کاربری اصلی انها رو به افول رفته و یاجایگاه خود را ازدست داده و جایگزین مناسبتر اختراع شده است و این سیر تکامل همچنان ادامه دارد اما رادیو  همچنان محبوبیت خود را حفظ و مقام اول اطلاع رسانی آسان و فراگیر را در اختیار دارد .&lt;BR&gt;در چند ساله گذشته سازمان صدا و سیما با ایجاد شبکه های مختلف رادیوئی تحولی عظیم در این رسانه مردمی به وجود آورده است رادیو صدای ایران ، رادیو فرهنگ ، رادیو جوان ، رادیو ورزش ، رادیو معارف ( فارسی و انگلیسی) ، رادیو قرآن ، رادیو سلامت ،رادیو پیام و دهها شبکه رادیوئی دیگر همچنان به طور شبانه روزی فعال بوده و هر کدام به خواست مخاطبان  خود به تولید برنامه های مفید مشغول می باشند &lt;BR&gt;از این مجموعه رادیوئی بانوع پخش  &lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;FM&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;  ، سهم شهر ما (گلپایگان ) که در مرکز جغرافیائی ایران قرار  دارد  بسیار محدود و اندک می باشد به غیر از رادیو معارف و رادیو جوان که با کیفیتی بسیار نا مطلوب و با قطعی زیاد دارای مخاطبان خاص می باشد از پخش صدای دیگر رادیوها در این شهر خبری نیست تنها رادیوی قابل دسترس همیشگی  در این شهر رادیو (پیام ) مخصوص شهر تهران است که هیچ ارتباطی به شهر کوچک ما ندارد و مخاطبان آن دائما از وضعیت ترافیکی  بزرگراه مدرس و زیر پل کریم خان و ... کسب اطلاع می کنند  معلوم نیست به چه منظور به جای انعکاس صدای رادیو ایران ( صدای ملی کشورمان) و  صدای رادیو فرهنگ یکی از اصیل ترین رادیوهای موجود می باید اطلاعات دودزا و مشکلات متعدداین کلان شهر به اعصاب مردم گلپایگان تزریق گردد  لابد مسئولین شهر تهران قصد دارند با این رادیو به ساکنان گلپایگان بفهمانند که شهر خودشان خوب است و به تهران مهاجرت نکنند !!  شاید تنها فایده این رادیو همین مطلب باشد  . آنهائی که تمایل دارند رادیو صدای ایران را بشنوند  مجبورند از رادیوهای قدیمی با موج ( AM) از مركز استان مركزي ( اراك) با كيفيت نامطلوب و با پارازيت زياد این صدا  را دريافت نمايند . معلوم نيست چه كسي متولي اين كار است و چرا مردم فهیم و با فرهنگ این شهر  باید از شنیدن برنامه هائی که همگی تولید صدای جمهوری اسلامی ایران است محروم باشند روی آوردن جوانان به برنامه های مخرب ماهواره ای و استفاده غیر اخلاقی از فن آوری بلوتوث و دیگر انحرافات را چه کسانی پاسخ می دهند قطعا تنوع فرستنده های رادیوئی می تواند این انحرافات را کمتر کند . کو ، گوش شنوا؟ !!! &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Feb 2008 15:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لعوق کرچنگ</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.dotars.gov.au/images/territories/robber%2520crab%2520also%2520known%2520as%2520coconut%2520crab.jpg&amp;imgrefurl=http://balatarin.com/tag/%25D8%25AE%25D8%25B1%25DA%2586%25D9%2586%25DA%25AF&amp;h=1604&amp;w=2164&amp;sz=548&amp;hl=fa&amp;start=6&amp;tbnid=psYKFG1nSyaLkM:&amp;tbnh=111&amp;tbnw=150&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25AE%25D8%25B1%25DA%2586%25D9%2586%25DA%25AF%26gbv%3D2%26ndsp%3D20%26svnum%3D10%26hl%3Dfa%26sa%3DN&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-BOTTOM: 1px solid&quot; height=111 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:psYKFG1nSyaLkM:http://www.dotars.gov.au/images/territories/robber%2520crab%2520also%2520known%2520as%2520coconut%2520crab.jpg&quot; width=150&gt;&lt;/A&gt;                                              &lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://i9.tinypic.com/4t6ynpu.jpg&amp;imgrefurl=http://shilat.blogfa.com/cat-18.aspx&amp;h=356&amp;w=650&amp;sz=45&amp;hl=fa&amp;start=2&amp;tbnid=B3vmZprD0uyoMM:&amp;tbnh=75&amp;tbnw=137&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25AE%25D8%25B1%25DA%2586%25D9%2586%25DA%25AF%26gbv%3D2%26ndsp%3D20%26svnum%3D10%26hl%3Dfa%26sa%3DN&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-BOTTOM: 1px solid&quot; height=75 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:B3vmZprD0uyoMM:http://i9.tinypic.com/4t6ynpu.jpg&quot; width=137&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جمعیت یهودیان گلپایگان کم نبود ، بدرستی معلوم نیست که از کی و از کجا به این شهر کهن مهاجرت کرده بودند از شرح حال این قوم که توسط مورخین یهود از جمله خاخام بنیامین بن جناح بر می اید از قرن دوازدهم میلادی در اکثر شهر های ایران تعدادی یهودی زندگی می کردند بطوریکه جمعیت آنها در شهر گلپایگان در دوره ای از تاریخ به دوازده هزار نفر میرسیده است هر چند باور این عدد بسیار مشکل است  اما از آثار به جا مانده باور حضور این جمعیت که از کل جمعیت مسلمانان شهر بیشتر بوده است آسانتر می شود  . از قرن دوازدهم زمان مهاجرت یهودیان تا سالهای &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۹۶۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; میلادی که من &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۵&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; ساله بودم حدود &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۸۰۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; سال فاصله است از آنجائیکه محل سکونت من در مجاورت خانه های یهودیان بود بدرستی به یاد دارم که در یک حیاط مخروبه باخانه های گلی و شبستانهای نمور و تاریک ، صدها یهودی یکجا ودر فقر مطلق زندگی می کردند جمعیت کودکان آنها با موهای خرمائی رنگشان را هنوز به خاطر دارم بناهائی همچون حمام . کنبسه ( محل عبادت  یهودیان که تا چند سال پیش هم پابرجابود) . قبرستان و مدرسه اختصاصی به نام ( گنج دانش ) همگی از حضور فیزیکی بسیار قوی این قوم در شهر ما حکایت دارد  . این تنها مقدمه ای است برای نگاشتن یک پست با عنوان  (لعوق کرچنگ ) از خاطرات پدرم که منشی یکی از حکیم های این قوم بوده  و  اگر قرار باشد فرهنگ و آداب و رسوم آنها تدوین گردد از ده ها  کتاب هم تجاوز خواهد کرد &lt;BR&gt;محله ای به قطاع  تقریبی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۲۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; درجه جنوب غربی  به شعاع یک کیلومتر  به مرکز گنبد مسجد جامع گلپایگان محل سکونت بیش از &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۹۵&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; درصد جمعیت نزدیک به &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲ &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هزار نفر یهودی  را در سالهای آواخر دهه &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۳۳۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; می توان تخمین زد این اعداد و ارقام و موقعیت جغرافیائی را شخصا مشاهده کرده و از هیچ منبعی استخراج نکرده ام . تنها از سابقه حضور اولیه آنها از کتاب گلپایگان در گذر زمان تالیف جناب آقای استاد اکبر افاضلی در مقدمه پست استفاده نمودم&lt;BR&gt;در اواسط کوچه ای که هم اکنون خیابانهای امام خمینی (ره) را به خیابان مسجد جامع وصل می کند و به محله دشتک معروف بوده است حکیمی یهودی زندگی میکرده با نام ( حکیم یعقوب ) این حکیم  که ظاهرا قبل از حکیم هارون معروف به امر طبابت مشغول بوده و در زمان وی نیز ادامه طبابت می داده فردی کاملا بی سواد و مراجعین وی اغلب از طبقه ضعیف و فقیر شهر و خصوصا روستاها بوده است . پدرم در حالیکه دوم دیستان بوده و به خاطر بیماری پدرش و همسایگی ی که با وی داشته است اغلب روزها به خانه وی مراجعه میکرده و به برکت خط زیبایش بعنوان نسخه نویس این حکیم  انواع داروهای تجویز شده را با مهارت می نگاشته است .حکیم بخوبی دریافته بود که خط زیبا چه نقش مهمی بر اثر بخشی روحی همراهان بیمار دارد چرا که زیبائی نوشتار بر بیسوادان نیز آشکار بوده است . &lt;BR&gt;مراجعه بیماران برای کسب نوبت از بامدادان آغاز می شده است . اتاقی گلی که به عنوان مطب استفاده می شده مفروش بوده و بیماران دور تا دور این اتاق می نشستند وقتی که ظرفیت اتاق تکمیل میگردیده . حکیم توسط همسر خود  ، نسخه نویس را که به ( پسر مشدی محمود ) معروف بوده احضار می نموده است . تقریبا نسخه تمامی بیماران یکسان و تنها تفاوت در میزان  و زمان مصرف آنها بوده است  . پس از پرس و جو   و گرفتن نبض از ببمار با لهجه غلیظ یهودیان خطاب به پدرم : پسر مشدی محمود بنویس : ترنجبین و شکر سرخ یه مثقال . اضافه عناب و سپستون . سنای مکی را ناشتا بخورد روز دوم اضاف فلوس یکجا سربکشد پس فردا ناخوش را با کرچنگ بیارید تا لعوق کنم ایشالله خوب میشی .. و سپس ناخوش بعدی با کمی تفاوت در تجویز .. این طبابت سالها به همین شکل ادامه داشته است . مهارت چندانی در جذب بیماران نداشته و بیماریهائی که کاملا خاص بوده و عمومیت نداشته را مشترکا با همسر خود طبابت می کرده است مورد اخیر آنقدر عیان بوده که همراهان نادان بیمار نیز پی به بی اساس بودن طبابت می برده اند تنها شگرد منحصر به فرد این حکیم تهیه (لعوق کرچنگ ) بوده که در بین دیگر حکیمان یهودی مستقر در گلپایگان رایج نبوده است . روز سوم بستگان   با صید یک خرچنگ که معمولا در قناتها و رودخانه گلپایگان یافت می شد بیمار را نزد حکیم یعقوب آورده تا با ساخت ( لعوق ) طبابت را کامل کند . این معجون مشمئز کننده پس از تخلیه تو دلی جانور و جا دادن مواد نا معلوم در شکم خرچنگ توسط حکیم در اتاق مجاور آماده و جهت طبخ و خوراندن آن به بیمار تحویل همراهان میگردیده است پدرم که در آن زمان ۸ ساله بوده از اینکه مراجعان نادان این گونه اعتقاد به معالجه بیمارشان داشته اند متعجب می شده است پدرم هنوز هم با خنده می گوید تمامی بیمارانش از جمله پدر خودش توسط این حکیم به هلاکت رسیدند .&lt;BR&gt;حق طبابت حکیم   مبلغ ۱۰ شاهی ( نیم ریال ) بوده که از این مبلغ ۵ شاهی از بابت حق التحریر به کاتب الحروف ( پسر مشدی محمود ) به خاطر خط زیبایش تعلق می گرفته است . اغلب بیماران به خاطر نداشتن حتی یک شاهی در کل زندگی خود از بابت حق طبابت از محصولات دسترنج خودشان از قبیل ماست ، کشک ، ترخینه ،و میوه ها و سبزیجات فصلی تقدیم می نمودند . این حکیم بسیار قانع بوده و کسانیکه توانائی پرداخت و یا آوردن تحفه  را نداشته اند نیز رایگان ویزیت می شده اند&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;این پست را به خاطر وعده ای که به جناب دکتر اکثیری ( به موازات معرفی حکیم هارون ) داده بودم از پدر خواستم تا بار دیگر خاطرات خود را بیان تا مستند تر بنگارم . که البته  باب جدیدی برای ادامه خاطرات از یهودیان گلپایگان نیز باز شد که انشااله در پست بعدی با عنوان ( زنبیل آسمانی ) ایجاد خواهم کرد  &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Dec 2007 05:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اولین کامپیوتری که دیدم (  قسمت دوم )</title>
<link>http://akhale.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;این کامپیوترکه با توجه به شواهد اولین در نوع خود بود  خاطرخواه زیادی داشت  اغلب کسانی که اطلاعاتی در مورد کامپیوتر داشتند سعی میکردند به نحوی از کم و کیف این جادوگر با اطلاع شوند یکی از کسانیکه هر روز خودش را به آن میرسوند و البته مانعی هم سر راهش نبود همین آقا توحید سایت آخاله &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;که 13 ساله بود و دانش آموز مقطع راهنمائي و با مطالعه بعضی از کتابهای مر بوط به کامپیوتر هر روز یه کارهائی رو ي آن انجام میداد . یه روز که تازه انتخابات شوراهای دانش آموزی باب شده بود تو ی مدرسه &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۵۰۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; نفری با &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۵&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; رشته تحصیلی قرار بود  &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۲&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; نفر را از بین &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۶۴&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; نفر کاندید انتخاب کنند با حجم زیادی از برگهای تعرفه که هر کدام از یک نفر تا &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۲&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; نفر نام رو اون نوشته می شد   استخراج تعداد  آرا  کاری بسیار مشکل و پر دردسر بود تازه امکان تقلب هم زیاد بود . این آقا توحید برنامه ای را طراحی کرد و برای هرکدام از کاندیداها یک کد &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; رقمی اختصاص داد و از کلیه دانش آموزان آموزشگاه خواسته شد ضمن درج نام کاندید مورد نظر کد مربوطه را نیز در برگ تعرفه ثبت نمایند  این کار انجام شد و به کمک این کامپوتر و با برنامه نوشته شده توسط توحید &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;کلیه آرا در فاصله زمانی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; تا &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۳&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; ساعت قرائت شد و دستگاه چاپگر آماده استخراج نتیجه آرا شد  وقتی چاپگر سوزنی به کار افتاد توحید &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;با اطمینان کامل از عملكرد خود نتیجه ارا را بر روی کاغذ چاپ شده اعلام کرد .شوق دانش آموزان نفر اول تا &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۲&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; وصف ناپذیر بود و از اینکه این دستگاه توانسته بود  این آرا را استخراج نماید امری عجیب به نظر می رسید &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خبر شمارش آرا به فرمانداری شهر رسید و  آقای رضوانی یکی ازفرمانداران پر تلاش شهر   از اینکه شنیده بود تو یه مدرسه با کامپیوتر شمارش آرا کرده اند کنجکاوانه خودشو به مدرسه رسوند و یک پرینت از نتیجه آرا  گرفت و با خود برد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;استفاده از كامپيوتر برا ي توحيد امري عادي شده بود تقريبا اغلب كارهاي مربوط به مدرسه هم توسط ايشان در اوغات فراغت انجام ميگرفت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و البته&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;پس از انجام امور آموزشي&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;نوبت به&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;كارهاي تفنني آقا&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;توحيد مي رسيد چند روز بعد  که به مدرسه اومدم و دستگاه را روشن کردم هیچ چیز بر روی صفحه مانیتور ظاهر نشد از اینکه توحید با کنجکاوی هایش ( هارد )  را فرمت کرده بود به خشم آمدم و چون قبل از اون یکی از معلمین روی دستگاه کار میکرد &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;گناه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;فرمت شدن &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;به گردن اون &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بيگناه افتاد و من فرصتي پيدا كردم تا بتونم فکری برا این شیرین کاری آقا توحید بکنم از آمدنش به مدرسه ممانعت   بعمل آوردم و از یکی از مهندسین با تجربه و مهربان شهرمون که در معدن طلای موته ( از توابع&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;شهرستان ميمه ) &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دستگاه کامپیوتری در اختیار داشت &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خواستم تا کامپیوتر را اصلاح کند این مهندس با تجربه معدن درخواست من را پذیرفت و مجددا نرم افزارهای لازم را بر روی دستگاه نصب فرمودند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;/ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و البته تمام عزيزانيكه با رايانه سر و كار دارند به صورتي خاطراتي نيز از شروع كار با آن در ذهنشان مي باشد ولي اين خاطره ياد آور شروعي پر كار و شبانه روزي براي توليد يك نرم افزار فرهنگ گلپايگان با عنوان ( وردپاتكان ) و بعد از آن ايجاد سايت ( آخاله ) بود و لازم مي دانم مجددا &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از زحمات مهندس قایدی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تشکر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کنم / پاينده باشيد&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Nov 2007 12:48:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akhale&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>akhale</dc:creator>
<guid>http://akhale.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
